پیاده رویِ ولیعصر

 

پیاده رویِ ولیعصر، مردم کشدار

چنارهای بریده ، طبیعت انکار!

تو پرسه می زنی و اضطراب می گیری

برای رد شدن از خط کشی قدم بردار!

تو پرسه می زنی و موشها دراین فکرند

چگونه رد بشوند از شکافِ در دیوار

تئاتر شهر و نوستالژیِای بر دوشت

تمدنی که تو را نفی میکند هربار

تو بمب ساعتیِ چند قرنِ پی درپی؟

که منفجر شدنت، باز می شود تکرار...

اگر چه شهرِ تو از زندگی نمی ترسد

ولی تمام درختان بریده اند انگار

 

توبا مجسمه ها عکس تازه می گیری

                        توبا مجسمه ها پرسه در شبی کشدااااااار

/ 296 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین موسی وند

وحید نجفی و لیدا تبیانی در با شاعران (2) دوست عزیز دعوتید به صرف شعر [گل]

محمدرضا احدی

نگران فردایت نباش! خدای دیروز و امروز، خدای فردا هم هست! ما اولین بار است که بندگی می کنیم؛ اما او هزاران سال است که خدایی می کند... دوست عزیز، زیر سایه پروردگار شاد و سلامت باشی.[گل]

ری را جویباری

همیشه دورد دوست عزیز *** زین پس این خانه بدون اطلاع رسانی به روز می شود. با احترام و افتخار همیشه دعوتید به جشن واژه هایم

امین موسی وند

شاعرانگی + زنانگی همراه شوید با منیره حسینی صدف درخشان طیبه تیموری [گل]

حسن آذری

گاهی لازم است نقشه را از وسط تا بزنم آذربایجان بیفتد روی خلیج فارسی تبریز خوب شود وُ بندر ترکی برقصد گاهی هم باید نقشه را از شرق به غرب تابزنم خراسان را بفرستم به پابوس آهوان کردستان با شعر تازه ای،که ازترس آتش، ازارتفاع افتاده است در وبلاگم "سپیده دمی که بوی لیمو می دهد" به روز شده ام با احترام و افتخار دعوت می شوید به خوانش و گفتگو.

محمدرضا احدی

زندگی هیچ گاه به بن بست نمی رسد؛ کافیست چشم باز کنیم و راه های گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم؛ خدا که باشد، هر معجزه ای ممکن می گردد... روزگاری شاد برایت آرزومندم[گل]

محمدرضا احدی

خـــدایـا؛ متبــرکـم گردان تا " عشـق ورزیـدن " و " خنـدیدن " را بیامــوزمــ . به " همــه " عشق بـورزمــ ، حتی کسانی که مـرا دوست ندارند ، درکم نمیکنند و به من آسیب رسانده اند.... از من بـد گفته اند و از مـن بـهـره کشـی کرده اند. بـادا که در همه ی شرایط و مـوقـعیت های زندگـی" بخندمــ " و " بدانمــ " در هـر چـه روی میدهد ، رحـمـت تــــو نـهفتــه استـ [گل]

مرتضی شاهین نیا

باشگاه کتابخوانی بافر www.book.bafar.ir قابل توجه دوستان گرامی ، هم پیمانان دفاع از حقوق اهالی ادب و همه کسانی که بیش از ما دلسوز فرهنگ و ادب پارسی هستند . در پی پرسش های پیاپی دوستان مختلف در خصوص سیاست های باشگاه کتابخوانی بافر در گزینش و عرضه کتاب ها در سایت باطلاع می رساند نظر به ضرورت و اهمیت کیفیت در محتوا ، باشگاه کتابخوانی بافر ، کتب واصله را در اختیار شورای ممیزی 5 نفره متشکل از اساتید جریان های ادبی جاری کشور می گذارد و گزینش آثار منوط به دریافت سه رای مثبت از جانب این بزرگواران می باشد . لذا آن دسته از عزیزانی که علاقه مند به قرارگیری آثار چاپ شده ی خویش در فروشگاه باشگاه می باشند می توانند ، 5 نسخه از کتاب خود را به(استان گلستان ، شهرستان گرگان ، صندوق پستی 1133 ـ 49175 شرکت بافر بنیان )ارسال نمایند . نظر به پرسش های پیاپی دوستان در خصوص نحوه ی تهیه ی کتابهای موجود در فروشگاه باشگاه به اطلاع می رساند . برای عضویت در شبکه ی کتابخوانی باشگاه باید ابتدا به نشانی http://book.bafar.ir/index.php?route=account/register رفته و مراحل عضویت را تکمیل نمایید توجه داشته باشید به علت استفاده ی سایت از

ایگونا

دیوانگان تنها وارثان واقعی زمین بودند که در کارناوال درد و درد چتر باگ میرقصیدند در هجوم بارانهای خون صورتشان خیس عرق های پیشانیشان میشد و گلویشان بغضهایی را فریاد میزد که تنها بلد بودند بخندند سکوت میکردند تا مباد صدای نفس هایشان پرندگان را به بیراهه بکشد و فریاد میکشیدند خودشان را درون خودشان که سیاه بودند و سفید میدانستند که هیچ نمیدانند هزار باره خندیده بودند شب های مهتاب را...