سلام و شعری جدید...

یک زندگی، یک مرگ، یک خواب مه آلوده

رقصیدن ِ از درد، پیش ِ چشم ِ یک توده...

هم ذات پنداری و لرز ِ استخوانهایم

در یک جهان ِ با تفاوت های بیهوده

شکلک دراوردن برای فلسفه ... تاریخ

هووووراا کشیدن! بوووووووووووق ماشینهای فرسوده

بیرون زدن از خود و از خودهای اجباری

عاشق شدن! لجبازیِ با مرز و محدوده

...

گم نیستم هرچند در من برف می بارد

هرچند تا بوده همین بوده... همین بوده...

 

 

/ 116 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی شفاعت پناهی

بیرون زدن از خود و از خودهای اجباری عاشق شدن! لجبازیِ با مرز و محدوده

سینا محمدی

سلام با لینک دانلود کتاب "خاکستر های سیگار یک سادیسم" مجموعه داستانی از خودم یک غزل چند شعر کوتاه موضوع پستی امیدی که خود از خود نا امید است و یک عکس بروزم و منتظر رد پای شما

ایمان بخشایشی

سلام با احترام دعوتید به خوانش و نقد یک کار کوچولو[لبخند]

پیمان

سلام. با شعری آزاد به روزم. خوشحال میشم نظرتونو بدونم.