اضطراب مدتی ست فکر می کند به من زير خواب می زنم که ساعت تو از ترن... فکر می کنم که لا اقل همان زنی هنوز فکر ميکنم که اين منست در همان بدن پس تجاوز تو در کدام سطرِ ناگهان؟ در کدام ايستگاه سايه های تن به تن؟ جيب هات، دست برده توی دست من و هی جيغ  می کشند روی صورت گذشته.. زن! سرفه های نقطه چين و روز... نامه های... نه! تيتر های باد کرده در تورم لجن   هيچ پرده ای مهم نبوده در تراژدی اين که خون، تعارفت کند؛ تو تف شوی ؛ ترن ـ روی مغز هيچ کس، به گريه ات بيفتیُ ناگهان در آستانه ی يکی شدن...    

/ 29 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

سلام!منظور من اين نبود که نبايد به اين شکل کار کرد بلکه گفتم نبايست يک شاعر خودش را محدود کند!من به روزم

kami

ajab shere bahalie

جشنواره شعر گریز آهوانه 2

جشنواره دانشجویی رضوی 2 در دو بخش اشعار مذهبی و اشعار رضوی شروع به کار کرد برای دریافت اطلاعات بیشتر و شرکت در این جشنواره که همزمان با ولادت امام رضا(ع) خواهد بود به وبلاگ مراجعه کنید

ناما جعفري

لیدای عزیز سلام.....دنيا روي سبيل هاي ما مي چرخد/ آب مي خورد / فكرمي كند كمال الملك تزريق كند داوينچي مي شود / {نه !! / آنا جان....... كسي كه سيگارتيرمي گذارد گوشه لبش/ بسوزد دلش/ به خيابان انقلاب وصل نمي شود..../به امید دوباره دیدن شما

مصطفی اسدی

سلام لیدا جان.شعرات خوندم.زیبا بود و لذذت بردم. سلام من به شنبه های کرج برسون.ضمنن اگه وقت کردی یه سری به زوزه بزن.با "چه چیز ایا" به روزم.

aziz

salam lida khanoom sher ha kheili ghashng bood movfagh bashi be maman baba va baghie salam beresoon

حجت

سلام حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن.با شعرات حال کردم .من همشهری صفر بیگی ام

حجت

حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن.با شعرات حال کردم موفق باشید.