سلام .یه غزل از مجموعه ی وانمود تقارن که فروردین 82
در انتشارات شروع به چاپ رسید.البته لازم به ذکره که این شعر با
شعر "ابیات محرمانه ی" دوست خوبم هادی خوانساری
توارد داشته که اینجا بهش اشاره می کنم

"بعدن سه بیت یکسره از صفحه محو شد"

ْابیات محرمانه که بی شک بهانه بودْ


و فکر کرد شعرهای زن فقط بهانه است
پرنده ی نگاه او حریص آشیانه است
هوای شرجی ِ حضور او،رطوبتِ خیال
همه نشان به آن نشان که عشق در میانه است
کمی قدم زد و سپس ادامه داد فکر را
رسید به سه نقطه ای که گفت:"محرمانه است“
رسید به سه نقطه و مچاله شد شبیه به
علا مت سوال! پرسشی که تازیانه است
و دود کرد روی لب مسیر اتفاق را
گریست گفت عشق...این چقدر احمقانه است"

 

 


/ 7 نظر / 15 بازدید
Ehsan

سلام.قشنگ بود...بابا شاعر........شاد باشی

محمود

منم مثل احسان!!!!!!.........منبع کنترل بيرون هم می تونه روی تجمل گرايی موثر باشه .

shahin

:)‌ شعر زيبايی بود و قابل تامل راستی سلام ممنونم از حضورت

علیرضا_آذر

سالم هم گله ای يه کو چو لو به روزم ؛ نور باران کن ....آی عشق چهره آبيت پيدا نيست***** ليدای عزيز من هميشه به نوعی با جهت گيری های تو در غزل موافق بودم و هميشه اين از هم گسيخته گی های تعمدی تو شعر رو پسنديدم ... و اين رو هم اضافه کنم تو اين غزلاستفاده ای که از قافيه شده بود نسبت به او کار هادی قدرتمند تر هم بود من اينو به خود هادی هم گفتم .. موفق باشی دوست من

خرس

سلام و عرض ادب// با اجازه لينکتون کردم// باقی بقايت

kami

ajab shere bahalie