سلام .و يک غزل قديمی   از سال۸۱

(...)

چشم تو پر کرده نگاهم را ،سه نقطه

حرفی بزن چيزی ...همين حالا٬سه نقطه

 هر روز با اين چشمهای سرد و مأيوس

خط می زنم ديدارها را با سه نقطه

يک بار ديگر شاعرم شو  خالق من!

من را بِکِش واژه به واژه؛ تا سه نقطه

ـ اين شعر لبريزست از احساس  نگفتن

حس" نمی خواهم بگويم"يا سه نقطه

اين شعر مال تو از اول.شاعرش تو!

بگذار تا خود را بميرم با ...

/ 78 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد تو

عالي بود

هنوز انتخاب نشده

درود نگاه تو پر كرده چشمم را! سكوت بس است تو هم حرفي بزن! روز ها گذشت كاش برميگشت! ياد اورم ديدارها را! هر بار شاعرم بودي اينبار هم! بر مزارم پايمگذار جاي تو اينجا نيست! احساس اين زير خرج سنگ است! اين بار هم سكوت اي واي! اين شعر مال من شاعرش من! خواست من اين است! زندگي كن شاد تا ميتواني!

حمید رضا خواجوی

اغاز شدسپیده دم بایک سلام ساده .اغاز شد رویش گل بایک کلام ساده.شعرهایتان روان وزیباست پیروز باشید (عضوسابق کانون پیشگامان)

پرنیان

درود این شعرلبریزست از"حس" سه نقطه صحیح است. خوبه ادامه بده شاعرجوان بدرود

پرنیان

حس نگفتن اصلاح میکنم منظور استفاده از حس بجای احساس برای رعایت قافیه بود پاینده باشی

ناشی

درود بر تو واین ردیف جالب

رهی

[دست] آن که برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت ... به همه عالمش از من نتوانند خرید! ... سعدی مرحبا دوست من شعرهات بیتعارف فوق العادن درود

mahdi

این شعر هم ... بود :) آفرین...واقعا زیبا و خواندنی بود...[گل]