سلام به دوستان.

وانمود تقارن

به چشمهام فکر کن که دود می شود

که بی خيال تو و هرچه بود می شود!

در آينه نشسته است و گريه می کند

فرشته ای که تابع حدود می شود...

منی که خط خطی و يخ زده منی که گنگ

منی که با جنازه وانمود می شود...

کدام پنجره در امتداد تو شکست؟

دو چشم زخمی از جنون کبود می شود

تقارن لب تو بر لبان سربی ام

و من که

بی خيال هر چه بود می شوم...