مرا به پنجره ای که ،نبسته چشمم را

 ـ  ببند و مثل پرنده بپر ازین رويآ


همیشه مثل کسی که نرفته از دیروز

همیشه مثل کسی که نمانده تا فردا

من از هجوم شک و حس بوسه می ترسم

ازین که در شب لخت تو، گم کنم خود را

دچار،ماهی قلب منست در چشمت

و فکر کن که چگونه ؟؟ بدون تو... تنها...