سلام .و يک غزل قديمی   از سال۸۱

(...)

چشم تو پر کرده نگاهم را ،سه نقطه

حرفی بزن چيزی ...همين حالا٬سه نقطه

 هر روز با اين چشمهای سرد و مأيوس

خط می زنم ديدارها را با سه نقطه

يک بار ديگر شاعرم شو  خالق من!

من را بِکِش واژه به واژه؛ تا سه نقطه

ـ اين شعر لبريزست از احساس  نگفتن

حس" نمی خواهم بگويم"يا سه نقطه

اين شعر مال تو از اول.شاعرش تو!

بگذار تا خود را بميرم با ...