سلام .یه غزل از مجموعه ی وانمود تقارن که فروردین 82
در انتشارات شروع به چاپ رسید.البته لازم به ذکره که این شعر با
شعر "ابیات محرمانه ی" دوست خوبم هادی خوانساری
توارد داشته که اینجا بهش اشاره می کنم

"بعدن سه بیت یکسره از صفحه محو شد"

ْابیات محرمانه که بی شک بهانه بودْ


و فکر کرد شعرهای زن فقط بهانه است
پرنده ی نگاه او حریص آشیانه است
هوای شرجی ِ حضور او،رطوبتِ خیال
همه نشان به آن نشان که عشق در میانه است
کمی قدم زد و سپس ادامه داد فکر را
رسید به سه نقطه ای که گفت:"محرمانه است“
رسید به سه نقطه و مچاله شد شبیه به
علا مت سوال! پرسشی که تازیانه است
و دود کرد روی لب مسیر اتفاق را
گریست گفت عشق...این چقدر احمقانه است"