سلام و يک کار آزاد

از دنده ی  
چپ پا شدی
پا گرفتی در اتاق
در گوشهایم
دور گردنم
گردشهای به چپ
ـ چپ راست ـ
راست های ممنوع!!!
این پا
آن پا

نکن!!!
پاییز از همین پنجره آغاز میشود
از تابلویی که آویختی
در من
درختهای اسکیزوفرن
در من
ماهی های سرخی که غرق شدند.
آبی نیستم
آبان که شد از چشمهایت

بر


می گردم


دور گردنت
.......

 


پاهایت را پست کرده بودی!!!