سطرهای بزرگ باد می شوند راه
ـ می روندخطوط های ناگزیر آه
ـ  میکشند دو سایه ماهیان لخت نیز
ـ رودخانه ی مست را بغل کشیده ماه
محو باد گرفته گیس ابر را ومن
زیر پوست تو که برام تکیه گاه...
زیر پوست هم یکی شدیم ؛مست و لخت
نطفه نطفه به درد میرسیم با نگاه

اتفاق جوانه ی تو است در رگم
اتفاق تولد سپید در سیاه...