سلام و یک غزل از سالهای پیش

با حروف جیغ میکشد و رادیو
پخش میکند تو را میان راه رو
دستمال کاغذی مچاله میکند
چشمهای خواب آوری که خیس تو.
چند قرص روی میز...پیپ قهوه و
سایه ای نحیف میخکوب تابلو
او گذشته را به احتضار میکشد
بین عکسهای مه زده تلو ...تلو
...
رقص چشمهام روی خورده شیشه بعد
تکه تکه جمله میشوم "حیات نو"
تیتر کرده خودکشی شدم مداد را

با حروف جیغ می کشم!!!