اين تمام من بيا مال تو احساس و تنم

هی بنوش از قهوه ی چشمم که فنجانت منم

لمس کن دستان سردم را و مستم کن سپس

من تمامت می شوم تو ابتدای رفتنم

پهن کن جسم مرا بر شانه های سردخاک

بوی تند شهوتی دارد گل پيراهنم

 

 

بردهای لذت ازين تسليم دردآور ولی

سعی بيهوده نکن ...ديريست جنس آهنم