درباره نویسنده
لیدا تبیانی
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • لیدا تبیانی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • پیاده رویِ ولیعصر
  • ۱۳٩٠/٩/۱٠
  • دلم گرفته ازین رقص های اجباری...
  • شعری از قدیمی از مجموعه (وانمود تقارن)
  • هنوز با خودم می جنگم
  • مرده ها برای این می آیند که بروند.
  • همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد...
  • ۱۳۸٦/٦/۱۳
  • ۱۳۸٥/٦/۱
  • ۱۳۸٤/۱٠/۳٠
  • ۱۳۸٤/۱٠/۸
  • ۱۳۸٤/٩/٥
  • ۱۳۸٤/۸/۱٦
  • ۱۳۸٤/٧/۳٠
  • ۱۳۸٤/٧/۱٠
  • ۱۳۸٤/٦/٧
  • ۱۳۸٤/٦/۱
  • ۱۳۸٤/٦/۱
  • ۱۳۸٤/٥/٢۸
  • ۱۳۸٤/٥/٩
  • ۱۳۸٤/٥/٥
  • ۱۳۸٤/٥/٥
  • ۱۳۸٤/٥/٥
  • ۱۳۸٤/٥/٤
  • ۱۳۸٤/٥/۳
  • ۱۳۸٤/٥/۱
  • ۱۳۸٤/٤/٢۸
  • ۱۳۸٤/٤/٢٢
  • ۱۳۸٤/٢/۱۳
  • ۱۳۸۳/۱٠/٢٦
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • اسفند ۸٧
  • شهریور ۸٦
  • شهریور ۸٥
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • دی ۸۳
  • تیر ۸۳
  • خرداد ۸۳
دوستان من
  • سایت غزل پست مدرن/ سید مهدی موسوی
  • غزل پست مدرن / سید مهدی موسوی
  • بنويسيدپرستوبخوانيدقفس
  • لی لی/ حسام بهرامی
  • سیده صدیقه حسینی
  • محمد حسین بهرامیان
  • انجمن شاعران مرده
  • هادي خورشاهيان
  • ازمخمل و ابریشم
  • فاطمه مظفري نژاد
  • اسماء شریف نژاد
  • فاطمه اختصاری
  • حسن معصومی
  • هرمز سعداللهی
  • مردی که میمیرد
  • مهدی موسوی
  • محسن عاصی
  • مجيد استيري
  • افشین کریمی
  • هاشم كروني
  • وحید احمدیان
  • طاهره کوپالی
  • حمید سهرابی
  • خدامراد فروهر
  • مهدی فاضل
  • الهام حیدری
  • عباس حبيبي
  • سالار عبدی
  • زهرا رجایی
  • صالح دروند
  • پژك صفري
  • رضاشنطيا
  • فریبا شادلو
  • مانفيست
  • آناتهراني
  • طيبه نيكو
  • ساحل
  • قابيل
  • ساحل
  • ماني ها
  • زنان ايران
  • فريبابابك
  • مريم آموسا
  • لیلا اکرمی
  • پویا صداقت
  • رها صافی
  • مريم حقيقت
  • خاطره همتی
  • زهرا سجادی
  • الهام میزبان
  • آرش شفاعی
  • حجت حصاری
  • جاوید محمدی
  • ساموئل کابلی
  • هدی قریشی
  • شبنم کاظمی
  • مجتبی رافعی
  • مجتبی رافعی
  • فریده دهداران
  • سودابه مهيجي
  • هادي خوانساري
  • ايلشن جلاسي
  • جليل صفربيگي
  • ایمان بخشایشی
  • ابراهيم اسماعيلي
  • فریبا شش بلوکی
  • محمدرضاشالبافان
  • علی کریمی کلایه
  • محمد حسینی مقدم
  • طنز های جاوید محمدی
  • کابوس تبعید.رویای بازگشت
  • جستاری در ادبیات و اندیشه
  • علیرضا عاشوری رودپشتی/غزل پیشرو
  • مه یار ارجمندی
  • محمد مظلومی نژاد
  • ساسان مظهری
  • حمیدرضا ظرافت
  • وحید احمدیان
  • وحید احمدیان
  • رایکا امیری فر
  • فهیمه حسینی علی آبادی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



وانمود تقارن
پیاده رویِ ولیعصر
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳٩٠/۱٠/۸

 

پیاده رویِ ولیعصر، مردم کشدار

چنارهای بریده ، طبیعت انکار!

تو پرسه می زنی و اضطراب می گیری

برای رد شدن از خط کشی قدم بردار!

تو پرسه می زنی و موشها دراین فکرند

چگونه رد بشوند از شکافِ در دیوار

تئاتر شهر و نوستالژیِای بر دوشت

تمدنی که تو را نفی میکند هربار

تو بمب ساعتیِ چند قرنِ پی درپی؟

که منفجر شدنت، باز می شود تکرار...

اگر چه شهرِ تو از زندگی نمی ترسد

ولی تمام درختان بریده اند انگار

 

توبا مجسمه ها عکس تازه می گیری

                        توبا مجسمه ها پرسه در شبی کشدااااااار

نظرات ()



 
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳٩٠/٩/۱٠

سلام و شعری جدید...

یک زندگی، یک مرگ، یک خواب مه آلوده

رقصیدن ِ از درد، پیش ِ چشم ِ یک توده...

هم ذات پنداری و لرز ِ استخوانهایم

در یک جهان ِ با تفاوت های بیهوده

شکلک دراوردن برای فلسفه ... تاریخ

هووووراا کشیدن! بوووووووووووق ماشینهای فرسوده

بیرون زدن از خود و از خودهای اجباری

عاشق شدن! لجبازیِ با مرز و محدوده

...

گم نیستم هرچند در من برف می بارد

هرچند تا بوده همین بوده... همین بوده...

 

 

نظرات ()



دلم گرفته ازین رقص های اجباری...
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳٩٠/٦/٦

 

عمیق تر شده چشمی که زیر پایم گود

که سالخوردگی ات مه گرفته از پاییز

که پرت می شوم از خوابهای تو هرشب

جرقه می زنی و گریه می شوم یکریز...

بریده های لبم الکلی ِ در چشمت

تو زخمهای مرا لب به لب نمک خوردی

چقدر گریه شدم توی بغض آغوشت

چقدر گریه شدی در تنم ترک خوردی

کنار می کشم از پلک هات خوابم را

دوباره صندلی ات تَه نشین هذیانم

دلم گرفته ازین رقص های اجباری

که بسته پای مرا دست های بی جانم

توهمی که تو در من دوباره برگردی...

صدای سوت قطارت بایستد در من

تشنج  تنم از غلظت جنون بر ریل

همیشه رقص تو در الکلی ِ راه آهن...

 

بریده ای!  که بریزاندت تبر، آنقدر

که پرت می شوم از شاخه های لرزانت

شبیه خود که نه! شاید کلاغ غمگینی است

که پشت پنجره زل می زند به دندانت!

بچرخ دورِ خودت سالهای بدمستی

برقص با زنِ در روزهای تنهاییت

دهانِ تف شده بر صورتم نمی خندد

به قارقارِ درختان پیر هرجاییت

که رعشه های تو در باد را نمی فهمند

تو پا به پای درختان دویده ای تنها

بگیر دست مرا کودکانه در خوابت

بکش به چشم تَرَت باز، آستینم را...

نظرات ()



شعری از قدیمی از مجموعه (وانمود تقارن)
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳٩٠/٤/٢٦

شعری از قدیمی از مجموعه (وانمود تقارن)

و  تو شبیه تمام پرنده ها پاییز

که می شود به تنم کوچ می کنی لبریز

از احتیاج تقارن دو هاله که درهم!

جرقه می زنی و گریه می شوی یکریز...

براده های مرا بوسه می کشد لبهات

بریده صفحه ی چشمت اگر چه حاصلخیز

ومن که گونه ی خود را بنفشه می کارم

ستاره می شمرم تا رسیدن پاییز

که آفتاب برهنه لمیده بر دیوار

که جفت گیری گلهای زرد ،روی میز...

نظرات ()



هنوز با خودم می جنگم
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳٩٠/۳/۱٠

«انگاره های فراموش شده از میان نمی روند و گرچه ما نمی توانیم هرگاه دلمان خواست آنها را حاضر کنیم اما به صورت نهفته درست در آستانه یاد حضور دارند و می توانند هر لحظه و حتی اغلب پس از سالها فراموشی ظاهری کاملا نمایان شوند»

یونگ:انسان و سمبولهایش

 

 

و اما یک شعر جدید...

 

 

افسردگی یعنی خیابان بی دویدن

آسانسوری که کش می آید از رسیدن

یعنی هماغوشی و گریه، عق زدن، شک

یعنی بدون عشق مانند عروسک...

زخمی که لای استخوانم مانده وحشی

مثل پلنگی خشمگین بالای نعشی....

عق می زنم ته مانده های هق هقت را

این ریسمان لعنتی هم عاشقت را...

اندوه این شبهای بی اندازه با من

کودک ولی در قالب اجباری زن!!

دارد تنفس می کند من را هوایت

هی می کشم سیگار با انگشتهایت

هی می دوم توی خیالی که نباشی

سر می خورم با هر دویدن روی کاشی!!

افسردگی دست هایت روی شانه

خط چین چشمی خواب آلوده میان...

 

 

نظرات ()



مرده ها برای این می آیند که بروند.
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳٩٠/٢/۱۱

مرده ها  برای این می آیند که بروند.

ما برای سوگ.

پشت پرده، انتظار باران را

آه می کشم

حتی اگر تمام ابرها بالای سرم جمع شوند

باز سرزمینی نارسم.

ترک هایم چفت نمی شود.

از کجا آمده بودی

که هوای تنت

استوای زمین بود؟

 

نظرات ()



همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد...
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳۸٧/۱٢/٩

پا به پای اینهمه درخت می دوم و زیر خواب

می زنم به رقص... روی بادهای شعله ور

عذاب می کشند بادبادکان بی نخ

 از کدام دست می بُرند؟

توی آسمان بی پرنده بی جواب...

 در توهمی که در کنار من تو ایستاده ای

بی خیال سالها سکوت...از گریز و اجتناب

: «هیچ وقت فاصله میان ما تمام می شود؟»

: «تو همیشه دور من تنیده ژرف...نه؟»

    اضطراب....

....

من هنوز ریشه هام توی خاک کرم می خورد

گوش کن: جویده می شوند خاطرات، توی قاب

 

نظرات ()



 
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳۸٦/٦/۱۳

مرا به پنجره ای که ،نبسته چشمم را

 ـ  ببند و مثل پرنده بپر ازین رويآ


همیشه مثل کسی که نرفته از دیروز

همیشه مثل کسی که نمانده تا فردا

من از هجوم شک و حس بوسه می ترسم

ازین که در شب لخت تو، گم کنم خود را

دچار،ماهی قلب منست در چشمت

و فکر کن که چگونه ؟؟ بدون تو... تنها... 

نظرات ()



 
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳۸٥/٦/۱

تنهايي يعني دستهاي من پرنده شود

 دستهاي تو قفس

و باد
 

وزيدن را بياغازد

از چشم هايت

كه يك جفت پنجره قورت داده اند

چشمهايم را گشتند

لبهايم رانيز


پشت من پنهان شده بودي


خود را بالا كشيدم
پله


پله


پايين آمدم از خر شيطان

 
كه

ـ‌ به جهنم ـ

 رفته

 تا براي روزهاي من در اتاق تو چاي دم كند


_ نفس كشيدن نمي خواهدـ


ريه هايم مملو  ازبادبادكهاييست كه استخوان مي تركاند


زيادي دست برده بودم


توي انگشتهايت


زيادي پوست انداخته بودم


در نگنجيدن
توي خودم


دلتنگي يعني ساعت ديواري ميخ شود در تنت


و در پاهايت زني بيقراري كند


مردي از باتلاقهايش بگويد


تو از ماهي هايت

رودخانه كم آورده ام

رود

خانه مي خواهد

ريشه ها خاك...


 

نظرات ()



 
نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳۸٤/۱٠/۳٠

سلام .و يک غزل قديمی   از سال۸۱

(...)

چشم تو پر کرده نگاهم را ،سه نقطه

حرفی بزن چيزی ...همين حالا٬سه نقطه

 هر روز با اين چشمهای سرد و مأيوس

خط می زنم ديدارها را با سه نقطه

يک بار ديگر شاعرم شو  خالق من!

من را بِکِش واژه به واژه؛ تا سه نقطه

ـ اين شعر لبريزست از احساس  نگفتن

حس" نمی خواهم بگويم"يا سه نقطه

اين شعر مال تو از اول.شاعرش تو!

بگذار تا خود را بميرم با ...

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »