نویسنده: لیدا تبیانی - ۱۳٩٠/٤/٢٦
شعری از قدیمی از مجموعه (وانمود تقارن)
و تو شبیه تمام پرنده ها پاییز
که می شود به تنم کوچ می کنی لبریز
از احتیاج تقارن دو هاله که درهم!
جرقه می زنی و گریه می شوی یکریز...
براده های مرا بوسه می کشد لبهات
بریده صفحه ی چشمت اگر چه حاصلخیز
ومن که گونه ی خود را بنفشه می کارم
ستاره می شمرم تا رسیدن پاییز
که آفتاب برهنه لمیده بر دیوار
که جفت گیری گلهای زرد ،روی میز...
